معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
755
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
و علما را در سبب اين تسويف اقوال است . ابن عباس گويد مراد يعقوب از پس افكندن انتظار ، وقت شريف بود كه دعاى وى در آن وقت مستجاب گردد و آن وقت سحر بود . و به روايت ديگر هم از ابن عبّاس شب جمعه بوده ، قول ديگر آنكه تسويف از براى او نمود تا به تحقيق معلوم كند كه توبهء ايشان حقيقى است و مقرون باخلاص يا نه . قول ديگر آنكه موقوف بوحى الهى است تا اذن نفرمايد شفاعت نكنم ، زيرا كه از واقعهء نوح انديشه كرد كه از براى فرزند دعاى نادانسته كرده و به ملامت و غرامت مبتلا گشته . و قول ديگر آنكه استغفار وى موقوف بود بهآنكه يوسف از جرايم ايشان درگذرد ، و آنچه در حق وى بتقديم رسانيده بودند بحل كند تا استغفار وى مفيد باشد . قول ديگر آنكه بالفور از براى ايشان استغفار نموده و وعده استغفار در ازمنهء آينده هم فرمود تا بروايات آمده است كه بيست سال متّصل ، زياده نيز هر شب جمعه از براى ايشان آمرزش مىخواست . و در كيفيّت استغفار آن حضرت روايات چنين آمده است كه در وقت سحر به نماز برخواست ؟ و چون از نماز فارغ شد هر دو دست برآورده گفت : « الهى اغفر لي جزعى على يوسف و قلّة صبرى عنه و اغفر لاولادى ما فعلوا فى حقّ يوسف » . چون اسرائيل به اين طريق از براى اولاد استغفار نمود حقّ تعالى وحى فرستاد « قد غفرت لك و لهم اجمعين » . و روايت ديگر آنكه برادران بجمع نزد يعقوب و يوسف آمدند و خوف بر ايشان استيلا يافته بود ، مر ايشان را گفتند كه شما مر تقصيرات ما را درگذرانيديد و از ما عفو فرموديد و ليكن عفو شما هيچ نفع نرساند تا مادام كه حضرت جلال احديّت جلّ ذكره از ما عفو نفرمايد . حضرت يعقوب بر نياز ايشان ترحّم نموده برخواست ؟ و روى به قبله آورد و يوسف در قفاى وى بايستاد و برادران در قفاى يوسف به خشوع تمام صف بركشيدند و همه